آیا میدانید چه چیزی بیشتر از همه تغییر رفتار را دشوار میکند؟ گاهی مشکل این نیست که فرد نمیداند چه کاری درست است؛ بلکه الگوی عمیقتری پشت رفتار او قرار دارد.
ممکن است بدانید یک رابطه برایتان مناسب نیست، اما دوباره وارد رابطهای مشابه شوید. بدانید نباید همیشه نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ترجیح دهید، اما باز هم نتوانید «نه» بگویید. یا با خودتان بگویید انتقاد یک نفر به معنای بیارزش بودن شما نیست، اما یک انتقاد کوچک واکنشی بسیار شدید در شما ایجاد کند.
در چنین شرایطی، صرفاً دانستن اینکه «چه کاری باید انجام دهم» همیشه برای ایجاد تغییر پایدار کافی نیست.
طرحوارهدرمانی (Schema Therapy) یکی از رویکردهای رواندرمانی است که برای کار با الگوهای عمیقتر و نسبتاً پایدار، نیازهای هیجانی، سبکهای مقابلهای و حالتهای ذهنی فرد طراحی شده است. این رویکرد بهویژه در کار با مشکلات مزمن و برخی اختلالات شخصیت مورد توجه قرار گرفته و پژوهش درباره کاربرد آن در مشکلات دیگر نیز ادامه دارد.
در این مقاله بررسی میکنیم طرحوارهدرمانی چیست، چگونه عمل میکند، از چه تکنیکهایی استفاده میکند، برای چه مشکلاتی میتواند مناسب باشد و چه زمانی ممکن است رویکرد دیگری مانند CBT یا DBT انتخاب مناسبتری باشد.
فهرست مطالب
طرحوارهدرمانی یا Schema Therapy چیست؟
طرحوارهدرمانی یک رویکرد یکپارچه در رواندرمانی است که توسط جفری یانگ (Jeffrey Young) توسعه یافت.
این رویکرد از ایدهها و تکنیکهای چند سنت رواندرمانی، از جمله درمان شناختی ـ رفتاری، رویکردهای تجربی و هیجانی و برخی مفاهیم روانپویشی استفاده میکند؛ اما مدل نظری و مجموعه مفاهیم اختصاصی خود را دارد. به همین دلیل، بهتر است طرحوارهدرمانی را صرفاً «نوعی CBT» یا «نسخه پیشرفته CBT» معرفی نکنیم. مرورهای علمی نیز آن را رویکردی تلفیقی با تمرکز ویژه بر Early Maladaptive Schemas (EMS) و Schema Modes توصیف میکنند.
تمرکز اصلی طرحوارهدرمانی بر این پرسش است:
چرا بعضی الگوهای فکری، هیجانی و رفتاری با وجود تلاش فرد برای تغییر، در طول زمان تکرار میشوند؟
در این رویکرد، درمانگر تلاش میکند الگوهای زیربنایی را شناسایی کند و به فرد کمک کند به جای واکنشهای قدیمی، پاسخهای انعطافپذیرتر و سازگارانهتری ایجاد کند.
طرحواره چیست و چه تفاوتی با «تله زندگی» دارد؟
طرحوارههای ناسازگار اولیه (Early Maladaptive Schemas) الگوهایی نسبتاً پایدار و عمیق هستند که میتوانند بر نحوه برداشت فرد از خودش، دیگران و جهان اثر بگذارند.
برای مثال، فردی ممکن است در موقعیتهای مختلف بیش از دیگران نسبت به طرد شدن، شکست، بیاعتمادی یا انتقاد حساس شود. این به معنای آن نیست که او در همه موقعیتها الزاماً چنین واکنشی خواهد داشت؛ بلکه یک الگوی خاص ممکن است در شرایط مشخص فعال شود.
در محتوای عمومی روانشناسی فارسی، گاهی از اصطلاح «تله زندگی» یا «تله ذهنی» برای توضیح برخی از این الگوها استفاده میشود. با این حال، در چارچوب علمی Schema Therapy، اصطلاح طرحواره ناسازگار اولیه دقیقتر است.
این مقاله عمداً وارد فهرست ۱۸ طرحواره نمیشود؛ زیرا هدف آن توضیح فرایند درمان است، نه تکرار مقاله آموزشی درباره انواع تلههای زندگی.

طرحوارههای ناسازگار چگونه شکل میگیرند؟
در مدل طرحوارهدرمانی، شکلگیری طرحوارهها با تعامل میان نیازهای هیجانی اساسی، تجربههای دوران رشد، محیط، ویژگیهای فردی و خلقوخو در ارتباط است.
نیازهای هیجانی برآوردهنشده
کودک برای رشد سالم به نیازهایی مانند موارد زیر احتیاج دارد:
- امنیت و ثبات
- دلبستگی و ارتباط
- پذیرش و احساس ارزشمندی
- خودمختاری و فرصت تجربه کردن
- امکان بیان مناسب هیجانها
- حدود و محدودیتهای واقعبینانه
وقتی نیازهای مهم فرد به شکل مداوم و قابلتوجه برآورده نشوند، ممکن است زمینه برای شکلگیری الگوهای ناسازگار فراهم شود.
تجربههای دوران کودکی
تجربههای دوران رشد میتوانند در شکلگیری طرحوارهها نقش داشته باشند؛ اما نمیتوان هر طرحواره را مستقیماً به یک رفتار مشخص والدین نسبت داد.
محیط خانواده، روابط با مراقبان، همسالان، تجربههای دشوار و نحوه پاسخ محیط به نیازهای کودک همگی میتوانند در این فرایند نقش داشته باشند.
ویژگیهای فردی و خلقوخو
افراد در برابر یک تجربه مشابه لزوماً واکنش یکسانی نشان نمیدهند. تفاوتهای فردی و ویژگیهای خلقی میتوانند بر نحوه تجربه و پردازش رویدادها اثر بگذارند.
چرا طرحوارهها در بزرگسالی ادامه پیدا میکنند؟
طرحواره فقط «خاطرهای از کودکی» نیست.
در مدل طرحوارهدرمانی، تجربههای بعدی زندگی نیز میتوانند یک الگو را فعال، تقویت یا تثبیت کنند. به همین دلیل ممکن است یک الگوی شکلگرفته در سالهای اولیه زندگی، سالها بعد در روابط عاطفی، محیط کار یا موقعیتهای اجتماعی دوباره فعال شود.
وقتی یک طرحواره فعال میشود چه اتفاقی میافتد؟
یکی از مهمترین نکات در فهم طرحوارهدرمانی این است که طرحواره مستقیماً مساوی با رفتار نیست.
یک چرخه ساده را میتوان اینگونه تصور کرد:

برای مثال، تصور کنید شریک عاطفی فردی چند ساعت پاسخ پیام او را نمیدهد.
یک فرد ممکن است این موقعیت را صرفاً به عنوان «مشغول بودن طرف مقابل» تفسیر کند.
اما اگر الگوی رهاشدگی در او فعال شود، ممکن است برداشت دیگری شکل بگیرد:
«حتماً دیگر مرا نمیخواهد».
این برداشت میتواند اضطراب و ترس ایجاد کند. سپس فرد برای کاهش این هیجان ممکن است پیامهای متعددی بفرستد، دائماً اطمینان بخواهد یا واکنشی شدید نشان دهد.
در نتیجه، ممکن است میان دو نفر تعارض ایجاد شود.
بنابراین هدف طرحوارهدرمانی فقط این نیست که به فرد بگوید:
«این رفتار را انجام نده».
بلکه تلاش میکند چرخهای را که در پشت رفتار قرار دارد نیز بررسی کند.
چرا افراد در برابر طرحوارههای خود واکنشهای متفاوتی نشان میدهند؟
یکی از مفاهیم مهم طرحوارهدرمانی، سبکهای مقابلهای است.
افراد ممکن است در برابر یک طرحواره فعال، واکنشهای متفاوتی نشان دهند.
تسلیم
در این حالت فرد تا حد زیادی مطابق الگوی طرحواره رفتار میکند.
مثلاً فردی که دائماً از مخالفت میترسد ممکن است نیازهای خود را کنار بگذارد و خواستههای دیگران را در اولویت قرار دهد.
اجتناب
فرد تلاش میکند موقعیت، احساس یا رابطهای را که طرحواره را فعال میکند تجربه نکند.
مثلاً ممکن است از صمیمیت عاطفی فاصله بگیرد تا با ترس از طرد شدن روبهرو نشود.
جبران افراطی
فرد در جهت مخالف تجربه آسیبپذیر خود واکنش نشان میدهد.
برای مثال، کسی که در درون خود احساس ضعف دارد ممکن است برای اثبات توانمندی خود بیش از حد کنترلگر یا رقابتجو شود.
بنابراین یک طرحواره مشابه میتواند در افراد مختلف، رفتارهای کاملاً متفاوتی ایجاد کند.

مودهای طرحوارهای چه نقشی در درمان دارند؟
مود یا Schema Mode با طرحواره یکسان نیست.
طرحواره بیشتر به یک الگوی عمیق و نسبتاً پایدار اشاره دارد، در حالی که مود به حالتی اشاره میکند که در یک لحظه یا موقعیت مشخص فعال میشود و افکار، هیجانها و رفتار فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. این تمایز یکی از مفاهیم مهم مدل طرحوارهدرمانی است.
به طور کلی، مودها را میتوان در چند گروه گسترده در نظر گرفت:
مودهای کودک
مانند حالت کودک آسیبپذیر که ممکن است با ترس، غم، تنهایی یا احساس بیپناهی همراه باشد.
مودهای مقابلهای
حالتهایی که فرد برای کنار آمدن با هیجان دشوار یا طرحواره فعال به آنها متوسل میشود.
مودهای والد ناکارآمد
حالتهایی که با خودانتقادی شدید، سختگیری یا تنبیه خود همراه هستند.
مود بزرگسال سالم
حالتی که در آن فرد میتواند نیازهای خود را بهتر تشخیص دهد، هیجانهایش را تنظیم کند، واقعبینانهتر فکر کند و انتخابهای سازگارانهتری داشته باشد.
درمانگر با شناخت این حالتها میتواند بهتر بررسی کند که در یک موقعیت مشخص، چه چیزی در فرد فعال شده و چرا واکنش او چنین شکلی پیدا کرده است.
هدف اصلی طرحوارهدرمانی چیست؟
هدف طرحوارهدرمانی صرفاً این نیست که فرد دیگر هیچ هیجان منفی یا خاطره دشواری نداشته باشد.
هدف اصلی، کمک به فرد برای ایجاد الگوهای شناختی، هیجانی و رفتاری سالمتر و انعطافپذیرتر است.
فرایند درمان بسته به مشکل فرد میتواند شامل مراحل زیر باشد:
- شناسایی الگوهای تکرارشونده
- شناسایی طرحوارههای فعال
- بررسی نیازهای هیجانی مرتبط
- شناخت سبکهای مقابلهای
- بررسی باورها و برداشتهای ناکارآمد
- پردازش تجربههای هیجانی مرتبط
- تقویت حالت بزرگسال سالم
- تمرین پاسخهای جدید در زندگی واقعی
بنابراین، طرحوارهدرمانی تنها به گذشته نگاه نمیکند؛ هدف نهایی آن ایجاد تغییر در زندگی فعلی فرد است.
در طرحوارهدرمانی از چه تکنیکهایی استفاده میشود؟
طرحوارهدرمانی از مجموعهای از تکنیکهای شناختی، تجربی، هیجانی و رفتاری استفاده میکند.
تکنیکهای شناختی
در این تکنیکها باورها و برداشتهای ناکارآمد بررسی میشوند.
برای مثال:
- چه شواهدی از این باور حمایت میکند؟
- چه شواهدی با آن تناقض دارد؟
- آیا این برداشت تنها تفسیر ممکن از موقعیت است؟
- آیا این باور در همه شرایط درست است؟
هدف، صرفاً مثبتاندیشی نیست؛ بلکه ایجاد برداشت دقیقتر و انعطافپذیرتر است.
تکنیکهای تجربی و هیجانی
گاهی شناختن یک باور به تنهایی کافی نیست. فرد ممکن است از نظر منطقی بداند یک باور نادرست است، اما همچنان آن را از نظر هیجانی تجربه کند.
در این شرایط از تکنیکهای تجربی برای کار با تجربههای هیجانی مرتبط با طرحواره استفاده میشود.
تصویرسازی ذهنی
Imagery Rescripting یا بازپردازش تجربه از طریق تصویرسازی ذهنی، یکی از تکنیکهای شناختهشده در کار تجربی طرحوارهدرمانی است.
در این روش، با هدایت درمانگر روی تجربهها و هیجانهای مرتبط کار میشود تا امکان شکلگیری پاسخ متفاوت فراهم شود.
گفتوگوی دو صندلی
در برخی فرایندهای درمانی، از تکنیک دو صندلی برای کار با حالتها یا بخشهای متعارض تجربه فرد استفاده میشود.
بازوالدینی محدود
Limited Reparenting یکی از مفاهیم مهم در رابطه درمانی طرحوارهدرمانی است.
منظور از آن این نیست که درمانگر جای والد واقعی فرد را بگیرد. بلکه درمانگر در چارچوب حرفهای و مرزهای درمانی، به شکل محدود و درمانی تجربههایی مانند اعتباردهی، امنیت، همدلی و پاسخ مناسب به نیازهای هیجانی را در رابطه درمانی فراهم میکند.
تکنیکهای رفتاری
در نهایت، تغییر باید وارد زندگی روزمره شود.
فرد ممکن است در درمان یاد بگیرد:
- مرز سالمتری تعیین کند؛
- درخواست خود را مستقیمتر بیان کند؛
- از اجتناب فاصله بگیرد؛
- در برابر خودانتقادی واکنش متفاوتی نشان دهد؛
- یا در روابط خود رفتار جدیدی را تمرین کند.
طرحوارهدرمانی برای چه کسانی میتواند مناسب باشد؟
طرحوارهدرمانی در ابتدا بهویژه برای مشکلات مزمن و اختلالات شخصیت مورد توجه قرار گرفت، اما پژوهش درباره کاربرد مفاهیم آن در طیف وسیعتری از مشکلات روانشناختی نیز انجام شده است. مرور نظاممند Bär و همکاران نشان میدهد که طرحوارهها و مودها میتوانند در برخی اختلالات بالینی فراتر از اختلالات شخصیت نیز اهمیت داشته باشند؛ با این حال، قدرت شواهد در همه اختلالات یکسان نیست.
بر اساس این چارچوب، طرحوارهدرمانی ممکن است در ارزیابی درمانی برای افرادی مطرح شود که با مواردی مانند اینها مواجهاند:
-
الگوهای مزمن و تکرارشونده در روابط
-
مشکلات پایدار بینفردی
-
برخی مشکلات شخصیت
-
الگوهای عمیق و مزمن هیجانی
-
برخی مشکلات اضطرابی یا افسردگی مزمن
-
مشکلات مرتبط با تنظیم هیجان
-
برخی اختلالات شخصیت
البته «داشتن یک طرحواره» به خودی خود به معنای نیاز به طرحوارهدرمانی نیست. انتخاب درمان باید بر اساس مشکل اصلی، شدت و مزمن بودن آن، اهداف درمان و ارزیابی بالینی انجام شود.
طرحوارهدرمانی و اختلال شخصیت مرزی (BPD)
طرحوارهدرمانی برای اختلال شخصیت مرزی (BPD) یکی از حوزههایی است که مورد مطالعه قرار گرفته است.
در BPD ممکن است مشکلاتی مانند بیثباتی هیجانی، مشکلات بینفردی، حساسیت شدید به طرد و رهاشدگی، تکانشگری و تغییرات شدید در تجربه فرد از خود و روابط دیده شود. در برخی افراد، مدل طرحوارهدرمانی میتواند برای فهم و هدف قرار دادن الگوهای زیربنایی این مشکلات مفید باشد.
با این حال، طرحوارهدرمانی تنها گزینه درمانی برای BPD نیست.
DBT یا رفتاردرمانی دیالکتیکی نیز یکی از رویکردهای مهم مورد استفاده در درمان BPD است. مرور نظاممند Crotty و همکاران در سال ۲۰۲۴، شواهد مربوط به چندین رواندرمانی برای BPD را بررسی کرد و نتیجه گرفت که شواهد موجود از برتری قطعی یک رواندرمانی بر همه رویکردهای دیگر حمایت نمیکند.
بنابراین سؤال بالینی مناسبتر این نیست که:
«آیا طرحوارهدرمانی بهترین درمان BPD است؟».
بلکه این است:
«با توجه به الگوی علائم و نیازهای این فرد، کدام رویکرد درمانی یا ترکیب مداخلات مناسبتر است؟».
آیا طرحوارهدرمانی برای همه مناسب است؟
خیر.
هیچ رویکرد رواندرمانی برای همه افراد و همه مشکلات، بهترین انتخاب نیست.
انتخاب طرحوارهدرمانی یا هر روش دیگر به عواملی مانند موارد زیر بستگی دارد:
-
مشکل اصلی فرد
-
شدت و مدت علائم
-
هدف درمان
-
الگوهای شخصیتی
-
توانایی مشارکت در درمان
-
درمانهای قبلی
-
مشکلات همزمان
-
میزان اختلال در عملکرد فرد
گاهی ممکن است CBT انتخاب منطقیتری باشد؛ گاهی DBT اولویت داشته باشد و در برخی شرایط طرحوارهدرمانی گزینه مناسبی باشد.
بنابراین نام یک روش درمانی به تنهایی تعیینکننده مناسب بودن آن نیست.
طرحوارهدرمانی، CBT یا DBT؛ کدام مناسبتر است؟
اگرچه این سه رویکرد میتوانند در برخی اهداف با یکدیگر همپوشانی داشته باشند، تمرکز آنها یکسان نیست.

این جدول برای آشنایی اولیه است و به معنای آن نیست که یک رویکرد همیشه بر دیگری برتری دارد.
برای مثال، در فردی که مشکل اصلی او بیثباتی شدید هیجانی و رفتارهای پرخطر است، ممکن است DBT اهمیت ویژهای داشته باشد؛ در فردی که الگوهای عمیق و مزمن شخصیتی و رابطهای دارد، طرحوارهدرمانی ممکن است گزینه قابل بررسی باشد؛ و در برخی مشکلات مشخص اضطرابی یا افسردگی، CBT میتواند انتخاب مناسبی باشد.
تصمیم نهایی باید بر اساس ارزیابی بالینی فرد انجام شود.
طرحوارهدرمانی آنلاین برای ایرانیان خارج از کشور
طرحوارهدرمانی میتواند به صورت آنلاین نیز ارائه شود و برای برخی ایرانیان خارج از کشور، امکان دریافت رواندرمانی به زبان فارسی میتواند دسترسی به درمان مورد ترجیحشان را آسانتر کند.
برای فردی که خارج از ایران زندگی میکند، عواملی مانند:
-
فاصله از خانواده
-
تغییر شبکه حمایت اجتماعی
-
تفاوت فرهنگی
-
چالشهای ارتباطی
-
تغییر نقشها پس از مهاجرت
-
تجربه تنهایی یا فشارهای سازگاری
ممکن است در زمینه مشکلات فعلی او اهمیت داشته باشند.
البته مهاجرت به خودی خود به معنای ایجاد طرحواره یا اختلال روانشناختی نیست. اهمیت این عوامل باید در بافت زندگی و تاریخچه فرد بررسی شود.
طرحوارهدرمانی چند جلسه است؟
برای طرحوارهدرمانی نمیتوان یک تعداد جلسه یا مدت ثابت برای همه افراد تعیین کرد.
طول درمان به عواملی مانند:
- نوع مشکل
- شدت علائم
- مزمن بودن الگوها
- تعداد مشکلات همزمان
- اهداف درمان
- پاسخ فرد به درمان
- درمانهای قبلی
بستگی دارد.
در مشکلات پیچیده و مزمن، بهویژه برخی اختلالات شخصیت، ممکن است درمان به زمان بیشتری نیاز داشته باشد؛ در حالی که در برخی مشکلات محدودتر، فرایند درمان میتواند کوتاهتر باشد.
بنابراین ادعای اینکه «طرحوارهدرمانی حتماً شش ماه، یک سال یا دو سال طول میکشد» از نظر علمی دقیق نیست.
چه زمانی مراجعه برای بررسی طرحوارهها منطقی است؟
اگر یکی از موارد زیر را تجربه میکنید، ممکن است ارزیابی دقیقتر ارزشمند باشد:
- یک مشکل مشابه را بارها تکرار میکنم.
- روابط عاطفی من الگوی تقریباً یکسانی دارند.
- میدانم رفتارم مشکلزاست اما تغییر آن بسیار دشوار است.
- واکنش من به بعضی موقعیتها بسیار شدیدتر از چیزی است که انتظار دارم.
- بارها تلاش کردهام تغییر کنم اما بعد از مدتی به الگوی قبلی برمیگردم.
- مشکلات من فقط به یک موقعیت خاص محدود نیستند.
- احساس میکنم یک الگوی قدیمی در بسیاری از روابط و تصمیمهای من تکرار میشود.
این نشانهها به تنهایی تشخیص طرحواره یا اختلال شخصیت محسوب نمیشوند. هدف از ارزیابی بالینی این است که مشخص شود چه عاملی واقعاً در تداوم مشکل نقش دارد و کدام مسیر درمانی مناسبتر است.
آیا خودآگاهی برای تغییر طرحواره کافی است؟
خودآگاهی نقطه شروع مهمی است، اما همیشه برای تغییر کافی نیست.
ممکن است فرد کاملاً بداند که مثلاً بیش از حد از طرد شدن میترسد، همیشه نیازهای دیگران را مقدم میداند یا در برابر انتقاد واکنش شدیدی نشان میدهد؛ اما دانستن این موضوع الزاماً باعث تغییر خودکار رفتار نمیشود.
برای شروع خودآگاهی میتوان:
- موقعیتهای فعالکننده را ثبت کرد؛
- افکار و برداشتهای خود را نوشت؛
- هیجان غالب را شناسایی کرد؛
- واکنش مقابلهای را بررسی کرد؛
- و پاسخهای جایگزین را تمرین کرد.
اما اگر الگو عمیق، مزمن یا همراه با مشکلات قابلتوجه هیجانی، رابطهای یا شخصیتی باشد، رواندرمانی تخصصی میتواند به بررسی لایههای زیربناییتر کمک کند.
طرحوارهدرمانی چه زمانی میتواند انتخاب مناسبی باشد؟
طرحوارهدرمانی رویکردی است که تلاش میکند فراتر از یک رفتار یا یک فکر منفرد، الگوهای عمیقتر شناختی، هیجانی و بینفردی را بررسی کند.
به طور خلاصه:
- طرحوارهها الگوهای نسبتاً پایدار و عمیقی هستند که میتوانند بر برداشت فرد از خود و دیگران اثر بگذارند.
- تجربههای دوران رشد، نیازهای هیجانی، ویژگیهای فردی و تجربههای بعدی زندگی میتوانند در شکلگیری یا فعال شدن آنها نقش داشته باشند.
- سبکهای مقابلهای و مودهای طرحوارهای توضیح میدهند که فرد چگونه در برابر این الگوها واکنش نشان میدهد.
- طرحوارهدرمانی از تکنیکهای شناختی، تجربی، هیجانی و رفتاری استفاده میکند.
- این رویکرد در برخی مشکلات مزمن و اختلالات شخصیت مورد استفاده و مطالعه قرار گرفته است.
- برای BPD نیز یکی از رویکردهای مورد مطالعه است، اما تنها گزینه درمانی نیست و DBT و سایر رواندرمانیها نیز میتوانند مطرح باشند.
- انتخاب درمان باید بر اساس ارزیابی بالینی و نیازهای فرد انجام شود.
اگر مسئله اصلی شما تکرار الگوهای عمیق و مزمن در روابط، هیجانها یا رفتار است، سؤال مناسب این نیست که صرفاً «کدام روش معروفتر است؟»؛ بلکه باید بررسی شود چه عاملی باعث تداوم مشکل شده و کدام رویکرد میتواند دقیقتر به آن هدف بپردازد.
سوالات متداول
1-طرحوارهدرمانی چیست و چه تفاوتی با رواندرمانی معمولی دارد؟
طرحوارهدرمانی یک رویکرد یکپارچه رواندرمانی است که بر الگوهای عمیق و نسبتاً پایدار، نیازهای هیجانی، سبکهای مقابلهای و مودهای طرحوارهای تمرکز دارد. برخلاف تصور رایج، هدف آن فقط تغییر یک فکر یا رفتار نیست؛ بلکه تلاش میکند الگوهایی را که در طول زمان در شیوه فکر کردن، احساس کردن و رابطه برقرار کردن فرد تکرار میشوند، شناسایی و اصلاح کند. این رویکرد بهویژه در مشکلات مزمن و اختلالات شخصیت مورد توجه قرار گرفته است.
2- طرحوارهدرمانی برای چه مشکلاتی مناسب است؟
طرحوارهدرمانی بیشتر برای مشکلاتی مطرح میشود که در آنها الگوهای عمیق و تکرارشونده وجود دارند؛ از جمله برخی مشکلات شخصیت، مشکلات مزمن بینفردی، الگوهای پایدار تنظیم هیجان و برخی مشکلات مزمن اضطرابی یا افسردگی. البته وجود یک طرحواره به تنهایی به معنای نیاز به طرحوارهدرمانی نیست. انتخاب درمان باید بر اساس مشکل اصلی، شدت علائم، سابقه درمان، اهداف فرد و ارزیابی بالینی انجام شود.
3- آیا طرحوارهدرمانی برای اختلال شخصیت مرزی (BPD) مناسب است؟
بله، طرحوارهدرمانی یکی از رواندرمانیهایی است که برای BPD مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، نباید آن را تنها یا بهترین درمان برای همه افراد مبتلا به BPD دانست. DBT، درمان متمرکز بر انتقال و چند رویکرد دیگر نیز برای این اختلال مورد مطالعه قرار گرفتهاند. مرور نظاممند سال ۲۰۲۴ نشان داد که شواهد موجود از برتری قطعی یک رواندرمانی بر سایر رویکردها حمایت نمیکند؛ بنابراین انتخاب درمان باید فردمحور و مبتنی بر ارزیابی بالینی باشد.
4- طرحوارهدرمانی بهتر است یا CBT و DBT؟
هیچ پاسخ واحدی برای همه افراد وجود ندارد. CBT بیشتر بر افکار، باورها و رفتارهای مشکلزا تمرکز دارد؛ DBT بر تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، مهارتهای بینفردی و کاهش رفتارهای پرخطر تأکید میکند؛ و طرحوارهدرمانی بر الگوهای عمیقتر، نیازهای هیجانی، طرحوارهها و مودها تمرکز دارد. بنابراین انتخاب میان این رویکردها باید بر اساس مشکل اصلی و اهداف درمان انجام شود، نه صرفاً بر اساس تشخیص یا محبوبیت یک روش.
5- طرحوارهدرمانی چقدر طول میکشد؟
مدت طرحوارهدرمانی برای همه افراد یکسان نیست. طول درمان به نوع و شدت مشکل، مزمن بودن الگوها، اهداف درمان، مشکلات همزمان و میزان پاسخ فرد به درمان بستگی دارد. مشکلات پیچیده و مزمن، بهویژه برخی اختلالات شخصیت، ممکن است به درمان طولانیتری نیاز داشته باشند؛ در حالی که برخی مشکلات محدودتر میتوانند در مدت کوتاهتری بررسی شوند. بنابراین تعیین یک عدد ثابت مانند «حتماً یک سال» یا «حتماً دو سال» علمی و دقیق نیست.
سخن پایانی
طرحوارهدرمانی با تمرکز بر الگوهای عمیق و تکرارشونده، نیازهای هیجانی، سبکهای مقابلهای و مودهای طرحوارهای به فرد کمک میکند ریشه برخی مشکلات پایدار خود را بهتر بشناسد و پاسخهای سازگارانهتری ایجاد کند. با این حال، این روش برای همه افراد بهترین انتخاب نیست و انتخاب میان طرحوارهدرمانی، CBT، DBT یا سایر رویکردها باید بر اساس مشکل، اهداف و ارزیابی بالینی فرد انجام شود.
منابع
- Bär, A., Bär, H. E., Rijkeboer, M. M., & Lobbestael, J. (2023). Early maladaptive schemas and schema modes in clinical disorders: A systematic review. Psychology and Psychotherapy: Theory, Research and Practice, 96(3), 716–747.
- Crotty, K., Viswanathan, M., Kennedy, S., Edlund, M. J., Ali, R., Siddiqui, M., Wines, R., Ratajczak, P., & Gartlehner, G. (2024). Psychotherapies for the treatment of borderline personality disorder: A systematic review. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 92(5), 275–295.
- Farrell, J. M., Shaw, I. A., & Webber, M. A. (2009). A schema-focused approach to group psychotherapy for outpatients with borderline personality disorder: A randomized controlled trial. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 40(2), 317–328.
- Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema therapy: A practitioner’s guide. Guilford Press.
این مقاله با استناد به منابع علمی و تأیید دکتر مهدی امینی، دانشیار روانشناسی بالینی و تراپیست اختلالات شخصیت، تدوین شده است.
گاهی فقط یک گفتوگوی درست میتواند مسیر زندگی را عوض کند…
اگر احساس میکنید زمان تغییر فرا رسیده، در هر نقطهای از جهان میتوانید مشاوره و تراپی آنلاین را آغاز کنید.
همین حالا اقدام کنید!




2 دیدگاه دربارهٔ «طرحوارهدرمانی چیست و چگونه به تغییر الگوهای عمیق و تکرارشونده کمک میکند؟»
میخواستم بدونم آیا آقای دکتر امینی طرحواره درمانی آنلاین هم انجام میدن؟
بله از طریق رزرو نوبت میتونید اقدام کنید