گاهی یک اتفاق کوچک میتواند احساساتی بسیار شدید ایجاد کند؛ احساسی که بهسرعت بالا میرود، ذهن را درگیر میکند و تصمیمگیری را دشوار میسازد. در اختلال شخصیت مرزی (BPD)، این تجربه ممکن است با حساسیت هیجانی بالا و دشواری در بازگشت به تعادل عاطفی همراه باشد.
برای درک این تجربه، لازم است فراتر از ظاهر واکنشها برویم و بررسی کنیم که هیجان چگونه آغاز میشود، چه عواملی شدت آن را افزایش میدهند و چرا گاهی کنترل رفتار در اوج احساس دشوار میشود.
در این مقاله، بهجای مرور علائم شخصیت مرزی یا معرفی روشهای درمان آن، چرخه تشدید هیجان را بررسی میکنیم؛ فرایندی که شناخت آن میتواند به درک بهتر تجربههای عاطفی و انتخاب واکنشهای سنجیدهتر کمک کند.
فهرست مطالب
چرخه هیجانی در شخصیت مرزی چیست؟
چرخه هیجانی به فرایندی گفته میشود که طی آن یک اتفاق، احساس خاصی را فعال میکند؛ ذهن به آن اتفاق معنا میدهد؛ احساس شدت میگیرد و فرد به سمت واکنش رفتاری سوق داده میشود.
در برخی افراد مبتلا به BPD، این چرخه ممکن است سریعتر، شدیدتر یا دشوارتر برای مدیریت باشد. برای مثال، یک پاسخ کوتاه از طرف مقابل ممکن است ابتدا ابهام ایجاد کند، سپس بهصورت بیتوجهی تفسیر شود و در نهایت احساس خشم، اضطراب یا طردشدگی را افزایش دهد.
نکته مهم این است که شدت احساس همیشه به معنای شدت اتفاق بیرونی نیست. تجربه هیجانی فرد میتواند تحت تأثیر معنایی قرار بگیرد که به موقعیت داده است، تجربههای قبلی و شرایط روانی همان لحظه.
چرخه تشدید هیجان چگونه شکل میگیرد؟
این فرایند را میتوان در پنج مرحله توضیح داد:
- محرک: اتفاقی در محیط یا ذهن رخ میدهد؛ مانند شنیدن یک انتقاد یا مواجهه با یک موقعیت نامطمئن.
- تفسیر: فرد تلاش میکند معنای اتفاق را بفهمد. ممکن است آن را نشانه بیارزشی، طرد شدن یا خطر تلقی کند.
- فعالشدن هیجان: احساسهایی مانند ترس، خشم، شرم یا اضطراب ظاهر میشوند.
- افزایش شدت هیجان: توجه فرد بیشتر به نشانههای تهدیدآمیز معطوف میشود و افکار نگرانکننده ممکن است احساس را تشدید کنند.
- واکنش: فرد ممکن است فوراً پیام بدهد، بحث کند، از موقعیت خارج شود، سکوت کند یا تصمیمی بگیرد که بعداً درباره آن تجدیدنظر کند.
این مراحل همیشه با ترتیب ثابت یا به یک شکل رخ نمیدهند؛ اما بررسی آنها میتواند کمک کند فرد بفهمد در کدام بخش از چرخه امکان ایجاد تغییر وجود دارد.
چرا یک اتفاق میتواند احساس بسیار شدیدی در افراد مبتلا به شخصیت مرزی ایجاد کند؟
شدت هیجان در شخصیت مرزی معمولاً حاصل یک عامل واحد نیست. ویژگیهای فردی، یادگیریهای گذشته، شرایط فعلی، میزان فشار روانی و نحوه تفسیر موقعیت میتوانند در کنار یکدیگر نقش داشته باشند.
۱. حساسیت بیشتر به نشانههای هیجانی
برخی افراد نسبت به تغییرات محیطی یا بینفردی حساسیت بالایی دارند. تغییر لحن، ابهام در رفتار دیگران یا دریافت بازخورد منفی ممکن است توجه آنها را سریعتر جلب کند.
این حساسیت بهخودیخود به معنای ابتلا به اختلال شخصیت مرزی نیست. اهمیت آن به الگوی کلی تجربههای فرد، شدت مشکلات و تأثیر آنها بر زندگی روزمره بستگی دارد.
۲. دشواری در بازگشت به تعادل هیجانی
موضوع فقط این نیست که یک احساس با شدت زیادی شروع شود؛ گاهی فروکش کردن آن نیز زمانبر است.
ممکن است فرد بداند که واکنشش شدید شده، اما همچنان نتواند بهسرعت از اضطراب، خشم یا ناراحتی فاصله بگیرد. در این وضعیت، تلاش برای حل فوری مسئله یا گرفتن اطمینان مکرر ممکن است بهجای آرامکردن شرایط، فشار روانی را بیشتر کند.
۳. نقش تجربههای قبلی در تفسیر موقعیت
تجربههای گذشته میتوانند بر معنایی که فرد به اتفاقهای امروز میدهد اثر بگذارند. اگر فرد در گذشته بارها طرد شدن، بیثباتی یا ناامنی را تجربه کرده باشد، برخی موقعیتهای مبهم ممکن است برای او معنای تهدیدآمیزتری پیدا کنند.
بااینحال، نمیتوان تمام مشکلات تنظیم هیجان در BPD را به کودکی دشوار یا یک تجربه مشخص نسبت داد. شکلگیری این مشکلات معمولاً پیچیده است و عوامل زیستی، روانشناختی و محیطی میتوانند در آن نقش داشته باشند.
۴. فشار روانی و کاهش توان مدیریت احساسات
کمخوابی، خستگی، تعارضهای حلنشده و استرس مداوم میتوانند تحمل فشار هیجانی را دشوارتر کنند. در چنین شرایطی، فرد ممکن است برای مکث کردن، بررسی شواهد و انتخاب پاسخ مناسب فرصت کمتری احساس کند.
به همین دلیل، بررسی شرایطی که پیش از تشدید هیجان رخ دادهاند، بخش مهمی از شناخت الگوی شخصی هر فرد است.
تفاوت میان احساس، فکر و واکنش چیست؟
یکی از نکتههای مهم در شناخت چرخه هیجانی، جدا کردن سه تجربهای است که معمولاً بهسرعت به یکدیگر تبدیل میشوند.
- احساس: تجربه عاطفی مانند ترس، خشم، غم یا شرم.
- فکر یا تفسیر: معنایی که فرد به موقعیت میدهد؛ مانند «دیگر برایش مهم نیستم».
- واکنش: کاری که فرد در پاسخ انجام میدهد؛ مانند تماسهای مکرر، سرزنش کردن یا قطع گفتوگو.
برای مثال، وقتی دوستی دیر پاسخ میدهد، ممکن است فرد ابتدا احساس اضطراب کند. سپس این فکر شکل بگیرد که «حتماً از من ناراحت است» و در نهایت با خشم یا پیامهای پیاپی واکنش نشان دهد.
اما دیر پاسخ دادن، بهتنهایی ثابت نمیکند که دوست او ناراحت است یا قصد فاصله گرفتن دارد.
این تمایز به معنای نادیده گرفتن احساس نیست. احساس فرد واقعی است؛ اما تفسیر اولیه او لزوماً تنها توضیح ممکن برای اتفاق نیست.
آیا احساس شدید همیشه به واکنش شدید منجر میشود؟
خیر. احساس و رفتار به یکدیگر مرتبطاند، اما یکسان نیستند. ممکن است فرد خشم شدیدی را تجربه کند، بدون اینکه پرخاشگری کند؛ یا از طرد شدن بترسد، بدون اینکه فوراً برای گرفتن اطمینان به دیگری فشار بیاورد. در مقابل، گاهی شدت هیجان باعث میشود فاصله میان احساس و رفتار بسیار کوتاه شود.
هدف شناخت چرخه هیجانی، حذف احساسات ناخوشایند نیست. خشم، ترس، غم و اضطراب بخشی از تجربه انسانیاند. هدف این است که فرد بتواند احساس خود را تشخیص دهد و در عین تجربه آن، گزینههای رفتاری بیشتری در اختیار داشته باشد.
چگونه چرخه تشدید هیجان را بهتر بشناسیم؟
برای شناخت الگوی هیجانی، لازم نیست از ابتدا بتوانید احساسات خود را کاملاً مدیریت کنید. قدم اول این است که اتفاقهای پیش از واکنش را دقیقتر مشاهده کنید.
در موقعیتهایی که احساس شما بهشدت تغییر میکند، سه پرسش را بررسی کنید:
- چه اتفاقی افتاد؟ موقعیت بیرونی را بدون قضاوت توصیف کنید؛ مثلاً «هنوز پاسخی دریافت نکردهام».
- چه برداشتی از آن کردم و چه احساسی داشتم؟ برای مثال، ممکن است فکر کنید «دیگر برای او مهم نیستم» و احساس اضطراب یا طردشدگی را تجربه کنید.
- چه واکنشی نشان دادم و چه پیامدی داشت؟ بررسی کنید که رفتار شما در کوتاهمدت چه اثری داشت و آیا در بلندمدت به حل مسئله کمک کرد.
این تمرین قرار نیست احساس شما را بیاعتبار کند یا ثابت کند که برداشتتان اشتباه است. هدف آن، شناخت ارتباط میان موقعیت، تفسیر، احساس و رفتار است؛ ارتباطی که با تمرین و در صورت نیاز با کمک متخصص میتوان آن را بهتر درک کرد.
آیا مشکلات هیجان در شخصیت مرزی قابل بهبود است و آیا با گذشت زمان بهتر میشود؟
بله. مشکلات تنظیم هیجان در اختلال شخصیت مرزی قابل بررسی و هدفگذاری در رواندرمانی هستند. هدف درمان این نیست که فرد دیگر خشم، ترس، غم یا اضطراب را تجربه نکند؛ بلکه این است که بتواند این احساسات را بهتر بشناسد، شدت آنها را تحمل کند و بدون واکنش عجولانه، گزینههای رفتاری بیشتری داشته باشد.
مسیر بهبود برای همه یکسان نیست و میتواند تحت تأثیر شدت مشکلات، شرایط زندگی، مشکلات روانشناختی همراه و نوع درمان قرار بگیرد. بنابراین، پیشرفت را بهتر است بر اساس تغییرات واقعی در زندگی فرد و اهداف درمانی او ارزیابی کرد، نه صرفاً بر اساس گذشت زمان.
تشخیص BPD به معنی این نیست که فرد باید تا پایان زندگی با همین شدت هیجانات زندگی کند.
نقش رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) در تنظیم هیجان افراد مبتلا به شخصیت مرزی
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) یکی از رویکردهای ساختاریافتهای است که برای درمان اختلال شخصیت مرزی به کار میرود. تنظیم هیجان یکی از چهار حوزه اصلی آموزش مهارت در این رویکرد است. هدف این مهارتها حذف احساسات ناخوشایند نیست، بلکه کمک به فرد برای شناخت هیجان، تحمل شدت آن و انتخاب پاسخ رفتاری سنجیدهتر است.
پژوهشها از کاربرد DBT در درمان مشکلات مرتبط با BPD حمایت میکنند، هرچند میزان تناسب و فایده آن برای هر فرد باید در ارزیابی تخصصی مشخص شود. برای آشنایی بیشتر با ساختار درمان، مهارتها و موارد کاربرد آن، مقاله رفتاردرمانی دیالکتیکی برای اختلال شخصیت مرزی (DBT) را مطالعه کنید.
وقتی احساسات شدید میشوند، چگونه چرخه هیجانی خود را بشناسیم؟
وقتی هیجان بهسرعت شدت میگیرد، ممکن است فرصت بررسی موقعیت و انتخاب واکنش مناسب کمتر شود. در چنین لحظههایی، هدف اولیه این نیست که احساس را فوراً از بین ببریم؛ بلکه میتوانیم تلاش کنیم آنچه در حال رخ دادن است، دقیقتر بشناسیم.
برای شروع، سه پرسش ساده را از خود بپرسید:
- چه احساسی دارم؟ بهجای عبارت کلی «حالم بد است»، مشخص کنید که بیشتر ترس، خشم، غم، شرم یا احساس طردشدگی را تجربه میکنید.
- چه اتفاقی افتاده و چه برداشتی از آن کردهام؟ برای مثال، «هنوز پاسخی دریافت نکردهام» یک واقعیت قابل مشاهده است؛ اما «دیگر برای او مهم نیستم» تفسیری است که ممکن است درست باشد یا نباشد.
- آیا لازم است همین حالا واکنش نشان دهم؟ اگر موقعیت ایمن است، میتوانید پیش از ارسال پیام مهم، ادامه بحث یا تصمیمگیری، فرصت کوتاهی برای بررسی شرایط ایجاد کنید.
این مکث به معنای نادیده گرفتن احساس یا پذیرفتن رفتار نامناسب دیگران نیست. هدف آن است که میان تجربه هیجانی و واکنش رفتاری فاصله بیشتری ایجاد شود تا بتوانید آگاهانهتر تصمیم بگیرید.
این پرسشها نقطه شروعی برای شناخت الگوی هیجانی هستند و جایگزین درمان تخصصی محسوب نمیشوند. اگر به دنبال روشهای عملی بیشتری برای مواجهه با لحظههای دشوار هستید، مقاله «۱۳ روش طلایی برای آرام کردن ذهن افراد مبتلا به شخصیت مرزی» را نیز مطالعه کنید.
چه زمانی برای مشکلات تنظیم هیجان باید کمک تخصصی گرفت؟
اگر شدت یا تکرار هیجانها به روابط، کار، تحصیل یا زندگی روزمره آسیب میزند، یا با رفتارهای تکانشی و دشواری جدی در مدیریت احساسات همراه است، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان میتواند مفید باشد. شدت هیجان بهتنهایی برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی کافی نیست و تشخیص به بررسی مجموعه نشانهها، سابقه فرد و میزان اختلال در عملکرد نیاز دارد.
اگر خودآسیبرسانی یا افکار خودکشی مطرح است، دریافت کمک حرفهای اهمیت ویژهای دارد. در صورت وجود خطر فوری، باید از خدمات اورژانسی محل زندگی یا نزدیکترین مرکز درمانی کمک گرفت.
آیا میتوان احساسات را بدون سرکوب کردن مدیریت کرد؟
بله. تنظیم هیجان به معنای حذف احساسات ناخوشایند یا وادار کردن خود به آرام بودن نیست؛ بلکه به معنای شناخت احساس، درک شرایط ایجادکننده آن و انتخاب شیوه مناسبتری برای پاسخ دادن است.
برای مثال، سرکوب هیجان ممکن است با این فکر همراه باشد: «نباید عصبانی باشم و نباید این احساس را نشان بدهم.» در مقابل، تنظیم هیجان یعنی فرد بپذیرد که عصبانی است، تلاش کند علت و شدت خشم خود را بهتر بشناسد و سپس درباره نحوه واکنش تصمیم بگیرد.
در اختلال شخصیت مرزی (BPD)، هدف این نیست که فرد دیگر خشم، اضطراب، غم یا ترس از طرد شدن را تجربه نکند؛ بلکه این است که بتواند این احساسات را تحمل کند، بدون آنکه ناگزیر به واکنش فوری یا تکانشی شود.
به بیان ساده، احساس داشتن با مجبور بودن به انجام یک رفتار یکسان نیست.
تفاوت میان تشدید هیجان و تنظیم هیجان

این تفاوتها به معنای آن نیست که افراد همیشه میتوانند در شرایط هیجانی شدید رفتار خود را بهطور کامل مدیریت کنند. بلکه، تنظیم هیجان یک فرایند است و توانایی فرد برای استفاده از آن ممکن است با توجه به شدت فشار روانی و شرایط موقعیت تغییر کند.
سوالات متداول
– چرا افراد مبتلا به شخصیت مرزی احساسات شدیدی دارند؟
تنظیم هیجان در BPD میتواند تحت تأثیر ترکیبی از حساسیت هیجانی، واکنشپذیری بالا، دشواری در تعدیل هیجان، عوامل بینفردی و تجربههای فردی قرار داشته باشد. این عوامل در همه افراد یکسان نیستند.
– آیا فرد مبتلا به BPD میتواند احساسات خود را کنترل کند؟
بله. کنترل به معنای حذف احساس نیست. فرد میتواند با یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان، واکنشهای خود را بهتر مدیریت کند.
– چرا افراد مبتلا به BPD سریعتر از دیگران عصبانی میشوند؟
خشم ممکن است در پاسخ به احساس طرد، بیعدالتی، ترس از رها شدن یا فشارهای بینفردی شدت پیدا کند. با این حال، علت خشم در هر فرد باید جداگانه بررسی شود.
– آیا احساسات شدید در BPD قابل درمان هستند؟
مشکلات مربوط به تنظیم هیجان یکی از اهداف مهم تراپی یا رواندرمانی هستند. DBT یکی از درمانهایی است که بهطور مشخص مهارتهای تنظیم هیجان را آموزش میدهد.
– آیا DBT برای تنظیم هیجان در BPD مناسب است؟
رفتاردرمانی دیالکتیکی یا DBT یکی از رویکردهای تخصصی مورد استفاده برای درمان BPD است و آموزش تنظیم هیجان یکی از بخشهای اصلی آن محسوب میشود. مناسب بودن آن برای هر فرد باید بر اساس ارزیابی تخصصی مشخص شود.
سخن پایانی
احساسات شدید در اختلال شخصیت مرزی صرفاً به معنای «زیادی حساس بودن» نیستند؛ بلکه ممکن است از تعامل حساسیت هیجانی، تفسیر موقعیتها و شرایط فردی شکل بگیرند و بر نحوه واکنش فرد به اتفاقهای روزمره تأثیر بگذارند.
شناخت چرخه هیجانی، از محرک اولیه تا احساس و واکنش، میتواند نخستین گام برای درک بهتر این تجربه باشد. هدف، حذف احساسات ناخوشایند نیست؛ بلکه افزایش توانایی فرد برای شناخت آنها و انتخاب پاسخ آگاهانهتر است.
اگر شدت هیجانها یا واکنشهای تکانشی بهطور مکرر زندگی روزمره و روابط شما را مختل میکنند، ارزیابی توسط تراپیست متخصص اختلالات شخصیت میتواند به روشن شدن علت مشکلات و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
منابع
- Daros, A. R., & Williams, G. E. (2019). A meta-analysis and systematic review of emotion-regulation strategies in borderline personality disorder. Harvard Review of Psychiatry, 27(4), 217–232. https://doi.org/10.1097/HRP.0000000000000212
- D’Aurizio, G., Di Stefano, R., Socci, V., Rossi, A., Barlattani, T., Pacitti, F., & Rossi, R. (2023). The role of emotional instability in borderline personality disorder: A systematic review. Annals of General Psychiatry, 22, Article 9. https://doi.org/10.1186/s12991-023-00439-0
- Fitzpatrick, S., Dixon-Gordon, K. L., Turner, C. J., Chen, S. X., & Chapman, A. (2023). Emotion dysregulation in personality disorders. Current Psychiatry Reports, 25(5), 223–231. https://doi.org/10.1007/s11920-023-01418-8
- Ip, J. W. Y., McMain, S. F., Chapman, A. L., & Kuo, J. R. (2024). The role of emotion dysregulation and interpersonal dysfunction in nonsuicidal self-injury during dialectical behavior therapy for borderline personality disorder. Behaviour Research and Therapy, 180, Article 104594. https://doi.org/10.1016/j.brat.2024.104594
- Crotty, K., Viswanathan, M., Kennedy, S., Edlund, M. J., Ali, R., Siddiqui, M., Wines, R., Ratajczak, P., & Gartlehner, G. (2024). Psychotherapies for the treatment of borderline personality disorder: A systematic review. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 92(5), 275–295. https://doi.org/10.1037/ccp0000833
- National Institute for Health and Care Excellence. (2009). Borderline personality disorder: Recognition and management (Clinical guideline CG78). https://www.nice.org.uk/guidance/cg78
این مقاله با استناد به منابع علمی و تأیید دکتر مهدی امینی، دانشیار روانشناسی بالینی و تراپیست اختلالات شخصیت، تدوین شده است.
گاهی فقط یک گفتوگوی درست میتواند مسیر زندگی را عوض کند…
اگر احساس میکنید زمان تغییر فرا رسیده، در هر نقطهای از جهان میتوانید مشاوره و تراپی آنلاین را آغاز کنید.
همین حالا اقدام کنید!


