وقتی درباره رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) جستوجو میکنید، ممکن است با عبارتهایی مانندDBT جامع، آموزش مهارتهای DBT، درمان فردی مبتنی بر DBT یا مهارتآموزی DBT روبهرو شوید. اما آیا همه این موارد یک نوع درمان هستند؟ پاسخ به این سوال “خیر” است.
استفاده از مهارتهای DBT در یک جلسه رواندرمانی با اجرای یک برنامه جامع DBT یکسان نیست. تفاوت این دو فقط در تعداد جلسات یا آموزش چند مهارت خلاصه نمیشود؛ بلکه به ساختار درمان، اجزای آن، اهداف، نحوه مدیریت مشکلات پرخطر و چارچوب حرفهای ارائه درمان مربوط است.
در این مقاله، به جای توضیح دوباره اینکه DBT چیست، روی یک سؤال مشخص تمرکز میکنیم، اینکه “DBT جامع چه تفاوتی با درمان مبتنی بر مهارتهای DBT دارد و هنگام انتخاب درمانگر، چگونه بفهمیم کدام ساختار با نیازهای ما تناسب بیشتری دارد؟”.
فهرست مطالب
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) جامع چیست؟
DBT جامع (Comprehensive DBT) به یک برنامه درمانی ساختاریافته گفته میشود که چند مؤلفه DBT را در یک چارچوب منسجم کنار یکدیگر قرار میدهد.
در شکل کلاسیک DBT، درمان فقط به آموزش مهارتها محدود نیست و مجموعهای از اجزای درمانی در کنار هم قرار میگیرند.
اجزای اصلی DBT جامع معمولاً شامل موارد زیر هستند:
- رواندرمانی فردی
- آموزش ساختاریافته مهارتها
- پشتیبانی برای استفاده از مهارتها در موقعیتهای واقعی، در چارچوب مدل درمانی
- تیم مشاوره یا سوپرویژن برای درمانگران
- چارچوب مشخص برای اولویتبندی و مدیریت مشکلات درمانی
بنابراین، DBT جامع را بهتر است یک «برنامه درمانی» بدانیم، نه صرفاً مجموعهای از تکنیکها.
NICE نیز در توصیههای مربوط به BPD بر اهمیت درمان ساختاریافته، رویکرد نظری منسجم و سوپرویژن درمانگران تأکید میکند و در شرایط مشخص، DBT جامع را مطرح میکند.
درمان مبتنی بر مهارتهای DBT چیست؟
درمان مبتنی بر مهارتهای DBT به استفاده از مهارتها و اصول DBT در قالبی محدودتر یا متفاوت از برنامه جامع اشاره دارد.
برای مثال، یک درمانگر ممکن است در جلسات فردی از مهارتهای DBT برای کمک به مراجع در زمینه:
- تنظیم هیجان
- تحمل پریشانی
- ذهنآگاهی
- روابط بینفردی
- کنترل رفتارهای تکانشی
استفاده کند.
یا ممکن است فرد در یک گروه آموزش مهارتهای DBT شرکت کند، بدون اینکه تمام اجزای DBT جامع را دریافت کند.
بنابراین باید بین این دو عبارت تفاوت بگذاریم:
«درمان با استفاده از مهارتهای DBT»
و
«DBT جامع»
هر دو میتوانند شامل آموزش مهارتهای DBT باشند، اما ساختار و دامنه آنها یکسان نیست.
تفاوت DBT جامع و درمان مبتنی بر مهارتهای DBT چیست؟
تفاوت اصلی را میتوان در چند محور دید:

این جدول به این معنا نیست که یکی از این دو برای همه افراد «بهتر» است. نوع و سطح درمان باید بر اساس مشکل، اهداف، شدت علائم، خطرهای موجود، ترجیحات فرد و امکانات درمانی تعیین شود.
چرا این تفاوت برای فرد مبتلا به BPD اهمیت دارد؟
در اختلال شخصیت مرزی، ممکن است فرد همزمان با چند مشکل روبهرو باشد؛ برای مثال:
- خودآسیبرسانی
- رفتارهای تکانشی
- بحرانهای هیجانی
- مشکلات جدی بینفردی
- افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی
- مشکلات همراه مانند افسردگی یا مصرف مواد
در چنین شرایطی، سؤال فقط این نیست که:
«آیا درمانگر از مهارتهای DBT استفاده میکند؟»
بلکه سؤال مهمتر این است که:
«ساختار کلی درمان برای مشکلات من چگونه طراحی شده است؟»
راهنمای ۲۰۲۴ انجمن روانپزشکی آمریکا بر ارزیابی جامع، برنامه درمانی شخصمحور و استفاده از یک رویکرد رواندرمانی ساختاریافته و مبتنی بر شواهد برای BPD تأکید دارد.
بنابراین، شناخت ساختار درمان پیش از شروع آن میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند.
DBT جامع معمولاً چه اجزایی دارد؟
مولفههای اصلی درمان دیالکتیکی جامع شامل موارد زیر است:
۱. رواندرمانی فردی
در بخش فردی، درمانگر مشکلات و اهداف اختصاصی مراجع را بررسی میکند.
در این جلسات ممکن است مواردی مانند:
- رفتارهای پرخطر
- موانع درمان
- مشکلات بینفردی
- موقعیتهای بحرانی
- استفاده یا عدم استفاده از مهارتها
- و پیشرفت نسبت به اهداف درمان
مورد بررسی قرار گیرد.
بنابراین جلسه فردی در DBT جامع صرفاً محلی برای آموزش مهارتها نیست؛ بلکه فضایی برای کار درمانی فردمحور و بررسی مشکلات واقعی زندگی است.
۲. آموزش مهارتهای DBT
آموزش مهارتها معمولاً ساختار مشخصی دارد و هدف آن این است که فرد بتواند مهارتهای آموختهشده را در موقعیتهای واقعی زندگی به کار ببرد.
چهار حوزه اصلی مهارتها شامل:
- ذهنآگاهی
- تنظیم هیجان
- تحمل پریشانی
- اثربخشی بینفردی
است.
آموزش این مهارتها فقط یکی از اجزای DBT جامع است، نه تمام DBT.
۳. استفاده از مهارتها در موقعیتهای واقعی
یکی از ویژگیهای مهم DBT این است که هدف صرفاً یادگیری نظری مهارتها نیست.
برای مثال، ممکن است فرد بداند «تحمل پریشانی» چیست، اما هنگام بروز یک تعارض عاطفی نتواند از آن استفاده کند.
در درمان، بنابراین اهمیت دارد که بررسی شود “فرد در زندگی واقعی چگونه از مهارتها استفاده میکند؟“
این موضوع میتواند به تبدیل مهارت از یک مفهوم آموزشی به یک رفتار قابل استفاده کمک کند.
۴. تیم مشاوره یا سوپرویژن درمانگران
یکی از ویژگیهای مهم مدل جامع DBT، وجود ساختار حرفهای برای حمایت و مشاوره درمانگران است.
هدف از این ساختار، کمک به درمانگر برای حفظ چارچوب درمان، بررسی دشواریهای بالینی و افزایش کیفیت اجرای DBT است.
این بخش اهمیت یک نکته را نشان میدهد:
DBT جامع فقط مجموعهای از تکنیکها نیست؛ کیفیت اجرای مدل و حمایت حرفهای از درمانگر نیز بخشی از ساختار آن است.
NICE نیز برای درمان متخصصان در حوزه BPD بر آموزش و دسترسی منظم به سوپرویژن تأکید کرده است.
آیا آموزش مهارتهای DBT بهتنهایی میتواند مفید باشد؟
بله، آموزش مهارتها ممکن است مفید باشد؛ اما نباید آن را بهطور خودکار معادل DBT جامع دانست. شواهد پژوهشی درباره آموزش مستقل مهارتهای DBT در حال افزایش است.
یک مرور نظاممند و متاآنالیز منتشرشده در سال ۲۰۲۶، هفت مطالعه مربوط به آموزش مستقل مهارتهای DBT برای BPD را بررسی کرد و در مطالعات واردشده به متاآنالیز، کاهش قابل توجهی در شدت علائم BPD و برخی مشکلات همراه گزارش شد. با این حال، پژوهشگران ناهمگونی مطالعات و نیاز به کارآزماییهای مقایسهای قویتر را نیز مطرح کردند.
بنابراین نتیجه علمی فعلی این نیست که «آموزش مهارتها بیفایده است»، و همچنین نمیتوان نتیجه گرفت که «آموزش مهارتها برای همه افراد جایگزین DBT جامع است».
نتیجه دقیقتر این است که آموزش مستقل مهارتهای DBT میتواند یک مداخله قابل بررسی باشد، اما نقش و کفایت آن باید با توجه به اهداف و شرایط فرد مشخص شود.
چه زمانی تمرکز بر مهارتهای DBT ممکن است منطقی باشد؟
اگر هدف درمان نسبتاً مشخص باشد، ممکن است درمانگر بر آموزش و تمرین مهارتهای DBT تمرکز بیشتری داشته باشد.
برای مثال، فرد ممکن است بیشتر به دنبال این باشد که:
- هیجانهای شدید خود را بهتر مدیریت کند؛
- در موقعیتهای پراسترس واکنشهای تکانشی کمتری داشته باشد؛
- مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کند؛
- تحمل موقعیتهای دشوار را افزایش دهد؛
- یا مجموعهای از مهارتهای عملی را برای استفاده در زندگی روزمره یاد بگیرد.
البته تعیین اینکه این سطح از درمان برای فرد کافی است یا نه، به ارزیابی تخصصی بستگی دارد.
چه زمانی بررسی DBT جامع اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
اگر مشکلات فرد گسترده، شدید یا چندلایه باشند، بررسی یک برنامه ساختاریافتهتر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای مثال، زمانی که فرد با ترکیبی از موارد زیر روبهرو است:
- خودآسیبرسانی مکرر
- رفتارهای پرخطر
- بحرانهای هیجانی شدید
- مشکلات جدی در روابط
- تکانشگری قابل توجه
- دشواری در حفظ روند درمان
- مشکلات متعدد و همزمان
در چنین شرایطی، سؤال درباره ساختار جامع درمان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
NICE در مورد افرادی که BPD دارند و کاهش خودآسیبرسانی مکرر یکی از اولویتهای اصلی درمان است، DBT جامع را بهعنوان یکی از گزینههای قابل بررسی مطرح میکند.
این توصیه به معنای آن نیست که DBT جامع برای تمام افراد مبتلا به BPD ضرورت دارد؛ انتخاب درمان باید بر اساس ارزیابی فردی انجام شود.
آیا داشتن تشخیص BPD یعنی حتماً باید DBT جامع دریافت کنیم؟
خیر. داشتن تشخیص BPD بهتنهایی پاسخ این سؤال را مشخص نمیکند.
NICE توصیه میکند هنگام انتخاب درمان عواملی مانند:
- ترجیحات فرد
- شدت و میزان اختلال
- آمادگی برای مشارکت در درمان
- توانایی حفظ چارچوب رابطه درمانی
- حمایتهای موجود
- و شرایط فرد
در نظر گرفته شوند.
انجمن رواپزشکی آمریکا (APA) نیز بر ارزیابی جامع و تدوین برنامه درمانی شخصمحور تأکید دارد.
بنابراین تصمیم درباره ساختار درمان بهتر است از این مسیر عبور کند:

نه اینکه صرفاً از روی تشخیص، یک نوع درمان برای همه افراد تعیین شود.
آیا DBT جامع برای همه افراد مناسبتر از درمان مبتنی بر مهارتهاست؟
نمیتوان چنین نتیجهای را بهصورت کلی بیان کرد. در پژوهشهای BPD، انواع مختلف رواندرمانی ساختاریافته بررسی شدهاند و شواهد موجود از برتری قطعی یک رواندرمانی نسبت به همه رویکردهای دیگر حمایت نمیکنند.
بنابراین بهتر است به جای پرسیدن اینکه “کدامیک بهتر است؟”، بپرسیم “با توجه به مشکلات و اهداف من، کدام ساختار درمانی مناسبتر است”.
این تغییر سؤال، تصمیمگیری بالینی را دقیقتر میکند.
اگر درمانگر بگوید «DBT انجام میدهم»، چه سؤالهایی بپرسیم؟
این یکی از مهمترین نکات مورد اشاره در مقاله است. عبارت «درمانگر DBT» بهتنهایی اطلاعات کافی درباره ساختار درمان ارائه نمیدهد.
قبل از شروع درمان میتوانید سؤالهای زیر را با درمانگر خود مطرح کنید:
۱. آیا درمان شما DBT جامع است؟
این سؤال مشخص میکند که آیا درمانگر یک برنامه جامع DBT ارائه میدهد یا از اصول و مهارتهای DBT در رواندرمانی استفاده میکند.
۲. آموزش مهارتها چگونه انجام میشود؟
بپرسید آیا آموزش مهارتها بخشی ساختاریافته از درمان است یا در صورت نیاز در جلسات فردی آموزش داده میشود.
۳. اهداف درمان چگونه تعیین میشوند؟
درمانگر باید بتواند توضیح دهد که چگونه مشکلات و اهداف درمانی شما شناسایی و اولویتبندی میشوند.
۴. اگر رفتار خودآسیبرسان یا خطر خودکشی وجود داشته باشد، چه برنامهای دارید؟
این سؤال بهویژه برای افرادی که سابقه خودآسیبرسانی یا بحران دارند اهمیت دارد.
۵. پیشرفت درمان چگونه ارزیابی میشود؟
بهتر است مشخص باشد که موفقیت درمان صرفاً با «احساس بهتر» سنجیده نمیشود و تغییرات قابل مشاهده در رفتار، عملکرد، روابط و علائم نیز مورد توجه قرار میگیرند.
۶. آیا برای اجرای DBT از سوپرویژن تخصصی استفاده میکنید؟
وجود آموزش و سوپرویژن حرفهای میتواند یکی از پرسشهای مهم در انتخاب درمانگر باشد.
از کجا بفهمیم درمانی که دریافت میکنیم واقعاً DBT جامع است؟
فقط نام DBT کافی نیست.
در یک برنامه جامع باید بتوانید درباره ساختار، اجزا و نقش هر بخش در درمان توضیح روشنی دریافت کنید.
برای مثال، باید مشخص باشد:
- جلسات فردی چگونه سازماندهی میشوند؟
- آموزش مهارتها چگونه انجام میشود؟
- اهداف درمان چگونه تعیین میشوند؟
- مشکلات پرخطر چگونه مدیریت میشوند؟
- پیشرفت چگونه بررسی میشود؟
- درمانگر چگونه آموزش دیده است؟
- سوپرویژن چگونه انجام میشود؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، بهتر است پیش از شروع درمان درباره ماهیت دقیق خدمات ارائهشده سؤال کنید.
آیا آموزش مهارتهای DBT همان DBT جامع است؟
خیر.
درمان مبتنی بر آموزش مهارتها میتواند بخشی از یک برنامه جامع DBT باشد، اما حضور در یک گروه مهارتآموزی بهتنهایی به معنای دریافت DBT جامع نیست.
این تمایز برای جستوجوی خدمات آنلاین نیز اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است یک مرکز یا درمانگر، دورهای با عنوان «کلاس DBT» یا «آموزش مهارتهای DBT» را ارائه کند که هدف و ساختار آن با رواندرمانی جامع DBT متفاوت باشد.
بنابراین هنگام شروع درمان دیالکتیکی، بهتر است دقیقاً مشخص شود که “آیا این خدمت آموزش مهارت است یا یک برنامه رواندرمانی DBT؟”
آیا درمان فردی با استفاده از مهارتهای DBT، DBT محسوب میشود؟
پاسخ این سوال به نحوه ارائه درمان بستگی دارد. ممکن است یک درمانگر در رواندرمانی فردی از اصول و مهارتهای DBT استفاده کند. این کار میتواند کاملاً معنادار و هدفمند باشد، اما نباید بدون توضیح بیشتر آن را با DBT جامع کلاسیک یکی دانست.
به همین دلیل، برای مراجع مهمتر از عنوان درمان این است که بداند چه مؤلفههایی از DBT در درمان من استفاده میشود و این مؤلفهها با چه هدفی؟
این سؤال بهخصوص در فضای تراپی آنلاین اهمیت بیشتری دارد؛ جایی که خدمات مختلف ممکن است با عنوان مشابه ارائه شوند.
DBT جامع یا مهارتهای DBT؛ چگونه تصمیم بگیریم؟
به جای یک پاسخ یکسان برای همه افراد، میتوان از این چارچوب استفاده کرد که اگر هدف شما بیشتر یادگیری مهارتهای مشخص است، میتوان درباره درمان یا آموزش مبتنی بر مهارتهای DBT با درمانگر گفتوگو کرد.
اگر مشکلات شما گسترده و همزمان هستند؛ ممکن است بررسی یک برنامه ساختاریافتهتر و جامعتر اهمیت بیشتری پیدا کند.
اگر خودآسیبرسانی یا رفتارهای پرخطر وجود دارد؛ ساختار مدیریت خطر و برنامه درمانی باید بهطور جدی بررسی شود و انتخاب درمان نباید صرفاً بر اساس تعداد مهارتهایی که آموزش داده میشوند انجام شود.
اگر قبلاً درمانهایی دریافت کردهاید؛ سابقه درمان و میزان پاسخ به درمانهای قبلی باید در تصمیمگیری لحاظ شود.
اگر درباره نوع درمان مطمئن نیستید، بهتر است پیش از شروع، ارزیابی تخصصی و گفتوگوی شفاف درباره گزینههای درمانی انجام شود.
DBT جامع برای درمان آنلاین چگونه است؟
درمان آنلاین باعث نمیشود تفاوت میان DBT جامع و درمان مبتنی بر مهارتها از بین برود.
اگر DBT بهصورت آنلاین ارائه شود، همچنان باید مشخص باشد:
- چه بخشهایی از درمان ارائه میشوند؟
- جلسات فردی چگونه برگزار میشوند؟
- آموزش مهارتها چگونه انجام میشود؟
- ارتباط و پشتیبانی بین جلسات چگونه تعریف شده است؟
- محرمانگی چگونه حفظ میشود؟
- در شرایط بحرانی چه برنامهای وجود دارد؟
برای افرادی که خارج از کشور زندگی میکنند و به درمانگر فارسیزبان دسترسی محدودی دارند، این پرسشها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بنابراین آنلاین بودن درمان بهتنهایی تعیینکننده کیفیت یا جامع بودن DBT نیست؛ ساختار، صلاحیت درمانگر و تناسب درمان با شرایط فرد اهمیت دارد.
یک اشتباه رایج: «DBT» را با «مهارت DBT» یکی ندانیم
ممکن است در یک جلسه درمانگر از تکنیکهای ذهنآگاهی، تحمل پریشانی یا تنظیم هیجان استفاده کند. این به معنای بیارزش بودن آن مداخله نیست.
اما از نظر توصیف حرفهای، باید میان این دو تمایز گذاشت که “استفاده از یک مهارت DBT” به معنای “ارائه یک برنامه جامع DBT” نیست.
این تفاوت به مراجع کمک میکند دقیقاً بداند چه خدمتی دریافت میکند و انتظار واقعبینانهتری از درمان داشته باشد.
سوالات متداول
– آیا DBT جامع همان آموزش مهارتهای DBT است؟
خیر. آموزش مهارتها یکی از اجزای DBT جامع است، اما DBT جامع یک برنامه ساختاریافتهتر و چندجزئی است.
– آیا آموزش مهارتهای DBT میتواند بهتنهایی مؤثر باشد؟
پژوهشهای جدید نشان میدهند که آموزش مستقل مهارتهای DBT میتواند با بهبود برخی پیامدها همراه باشد، اما شواهد هنوز برای معادل دانستن آن با DBT جامع یا جایگزین دانستن آن برای همه افراد کافی نیست.
– آیا هر درمانگری که مهارتهای DBT آموزش میدهد، DBT جامع ارائه میکند؟
خیر. بهتر است از درمانگر درباره ساختار دقیق درمان، مؤلفههای آن، آموزش تخصصی و سوپرویژن سؤال شود.
– برای اختلال شخصیت مرزی حتماً باید DBT جامع دریافت کرد؟
خیر. انتخاب درمان باید بر اساس ارزیابی فردی، شدت مشکلات، اهداف درمان، ترجیحات فرد و شرایط بالینی انجام شود.
– از کجا بفهمم درمانگر واقعاً DBT ارائه میدهد؟
بهتر است درباره نوع DBT، ساختار جلسات، نحوه آموزش مهارتها، مدیریت خطر، روش ارزیابی پیشرفت، آموزش تخصصی و سوپرویژن درمانگر سؤال کنید.
سخن پایانی
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) در شکل جامع، یک رویکرد درمانی ساختاریافته است که رواندرمانی فردی، آموزش مهارتهای DBT و حمایتهای تخصصی را در کنار هم قرار میدهد. در مقابل، استفاده از مهارتهای DBT در جلسات فردی یا بهصورت مستقل، میتواند با هدفی مشخصتر و متناسب با نیاز فرد انجام شود.
شواهد نشان میدهند که آموزش مهارتهای DBT میتواند برای برخی افراد مفید باشد، اما لزوماً جایگزین DBT جامع برای همه مراجعان نیست. بنابراین، انتخاب روش مناسب باید بر اساس نوع مشکلات، شدت علائم، اهداف درمانی، سابقه درمان و شرایط فرد انجام شود.
در نهایت، نمیتوان پاسخ قطعی برای این سوال که « DBTجامع بهتر است یا مداخله مبتنی بر مهارتهای DBT؟»، ارائه داد. در چنین شرایط باید مشخص کرد که کدام شکل از رفتاردرمانی دیالکتیکی با نیازها و اهداف درمانی فرد تناسب بیشتری دارد؟ پاسخ به این سؤال بهتر است پس از ارزیابی تخصصی و با همکاری مراجع و درمانگر مشخص شود.
منابع
- American Psychiatric Association. (2024). The American Psychiatric Association practice guideline for the treatment of patients with borderline personality disorder. American Journal of Psychiatry, 181(11), 1024–1028. https://doi.org/10.1176/appi.ajp.24181010
- National Institute for Health and Care Excellence. (2009, reviewed 2024). Borderline personality disorder: Recognition and management (CG78).
- Arqueros, M., Soler, J., & Pascual, J. C. (2026). Stand-alone dialectical behavior therapy skills training for borderline personality disorder: A systematic review and meta-analysis. Personality Disorders: Theory, Research, and Treatment. Advance online publication. https://doi.org/10.1037/per0000774
- Valentine, S. E., Bankoff, S. M., Poulin, R. M., Reidler, E. B., & Pantalone, D. W. (2015). The use of dialectical behavior therapy skills training as stand-alone treatment: A systematic review of the treatment outcome literature. Journal of Clinical Psychology, 71(1), 1–20. https://doi.org/10.1002/jclp.22114
- Storebø, O. J., Stoffers-Winterling, J. M., Völlm, B. A., Kongerslev, M. T., Mattivi, J. T., Jørgensen, M. S., Faltinsen, E., Todorovac, A., Sales, C. P., Callesen, H. E., Lieb, K., & Simonsen, E. (2020). Psychological therapies for people with borderline personality disorder. Cochrane Database of Systematic Reviews, 5, CD012955. https://doi.org/10.1002/14651858.CD012955.pub2
این مقاله با استناد به منابع علمی و تأیید دکتر مهدی امینی، دانشیار روانشناسی بالینی و تراپیست اختلالات شخصیت، تدوین شده است.
گاهی فقط یک گفتوگوی درست میتواند مسیر زندگی را عوض کند…
اگر احساس میکنید زمان تغییر فرا رسیده، در هر نقطهای از جهان میتوانید مشاوره و تراپی آنلاین را آغاز کنید.
همین حالا اقدام کنید!


