گاهی مشکل اصلی فرد این نیست که «هیجان دارد»، بلکه شدت، سرعت یا نحوه واکنش به هیجانها باعث میشود کنترل رفتار و تصمیمگیری دشوار شود. برای مثال، ممکن است خشم در مدت کوتاهی بسیار شدید شود، یک اتفاق کوچک اضطراب زیادی ایجاد کند، فرد بعد از یک واکنش تکانشی احساس پشیمانی کند یا در زمان ناراحتی نتواند خود را آرام کند.
این وضعیت را میتوان در قالب دشواری در تنظیم هیجان یا Emotion Dysregulation بررسی کرد. تنظیم هیجان یک مفهوم فراتشخیصی است؛ یعنی ممکن است در مشکلات و اختلالات مختلف روانشناختی دیده شود و الزاماً به یک تشخیص خاص محدود نیست. مرورهای نظاممند جدید نیز نشان دادهاند که مداخلات روانشناختی از جمله DBT و CBT میتوانند در کاهش مشکلات تنظیم هیجان نقش داشته باشند.
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) یکی از رویکردهای ساختاریافتهای است که بخش مهمی از آن به آموزش مهارتهایی برای شناخت و مدیریت هیجان، تحمل موقعیتهای دشوار و انتخاب واکنشهای مؤثرتر اختصاص دارد.
اما یک سؤال مهم وجود دارد اینکه “آیا هر فردی که هیجانهای شدیدی تجربه میکند، به DBT نیاز دارد؟”.
پاسخ لزوماً مثبت نیست. انتخاب درمان باید بر اساس مشکل اصلی، شدت علائم، اهداف فرد، شرایط زندگی و ارزیابی تخصصی انجام شود.
فهرست مطالب
تنظیم هیجان چیست و چه زمانی به یک مشکل تبدیل میشود؟
تنظیم هیجان به مجموعه فرایندهایی گفته میشود که به فرد کمک میکنند هیجانهای خود را بشناسد، شدت و مدت آنها را مدیریت کند و متناسب با شرایط به آنها پاسخ دهد.
تنظیم هیجان به معنای سرکوب احساسات یا همیشه آرام بودن نیست. فردی که تنظیم هیجان مناسبی دارد نیز ممکن است عصبانی، غمگین، مضطرب یا ناامید شود؛ تفاوت اصلی این است که بتواند در هنگام تجربه هیجان، تا حد بیشتری رفتار و تصمیمهای خود را مدیریت کند.
دشواری در تنظیم هیجان ممکن است زمانی اهمیت بالینی پیدا کند که هیجانها:
- بسیار شدید یا طولانی شوند؛
- با سرعت زیادی تغییر کنند؛
- باعث واکنشهای تکانشی شوند؛
- عملکرد شغلی، تحصیلی یا اجتماعی را مختل کنند؛
- موجب تعارضهای مکرر در روابط شوند؛
- فرد را به رفتارهایی سوق دهند که بعداً از آنها پشیمان میشود؛
- یا تحمل موقعیتهای پراسترس را بسیار دشوار کنند.
البته وجود یکی یا چند مورد از این نشانهها بهتنهایی به معنای وجود یک اختلال روانشناختی یا ضرورت استفاده از DBT نیست.
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چگونه به تنظیم هیجان کمک میکند؟
DBT در اصل برای مشکلات شدید تنظیم هیجان و بهویژه در زمینه اختلال شخصیت مرزی توسعه یافت و بعدها مهارتها و پروتکلهای آن در جمعیتها و مشکلات دیگری نیز بررسی شدهاند.
یکی از ویژگیهای مهم DBT این است که فقط تلاش نمیکند هیجان ناخوشایند را «از بین ببرد». فرد یاد میگیرد هیجان را بشناسد، آن را تحمل کند، درک کند چه چیزی آن را تشدید میکند و در عین حال رفتاری مؤثرتر انتخاب کند.
چهار مجموعه مهارت در DBT در این فرایند نقش مهمی دارند.
۱. ذهنآگاهی؛ قبل از واکنش، متوجه هیجان شدن
ذهنآگاهی کمک میکند فرد بتواند آنچه در لحظه تجربه میکند را با توجه بیشتری مشاهده کند.
برای مثال، به جای اینکه:
«من عصبانی هستم، پس باید همین الان جواب بدهم».
فرد به تدریج میتواند متوجه شود:
«الان خشم من خیلی شدید شده و میل زیادی به واکنش فوری دارم».
همین فاصله کوتاه میان هیجان و واکنش میتواند برای انتخاب رفتار مؤثرتر اهمیت داشته باشد.
۲. تنظیم هیجان؛ شناخت و مدیریت هیجانهای شدید
در این بخش فرد یاد میگیرد:
- هیجانهای خود را بهتر شناسایی کند؛
- محرکهای هیجانی را بشناسد؛
- رابطه میان افکار، هیجان و رفتار را بررسی کند؛
- عوامل تشدیدکننده هیجان را شناسایی کند؛
- و برای موقعیتهای دشوار راهبردهای مناسبتری به کار ببرد.
هدف، حذف هیجان نیست؛ بلکه افزایش توانایی فرد برای پاسخ دادن به هیجان به شیوهای سازگارانهتر است.
۳. تحمل پریشانی؛ وقتی نمیتوانیم فوراً شرایط را تغییر دهیم
بعضی موقعیتها را نمیتوان همان لحظه تغییر داد.
ممکن است فرد با طرد شدن، تعارض، انتظار، شکست، تنهایی یا یک اتفاق غیرمنتظره روبهرو شود و بخواهد فوراً کاری انجام دهد تا ناراحتی از بین برود.
مهارتهای تحمل پریشانی به فرد کمک میکنند فشار هیجانی را بدون واکنشهای آسیبزا یا تکانشی تحمل کند و فرصت بیشتری برای تصمیمگیری ایجاد شود.
۴. اثربخشی بینفردی؛ مدیریت هیجان در روابط
بخش قابلتوجهی از هیجانهای شدید در روابط بینفردی ایجاد یا تشدید میشوند.
برای مثال:
- احساس نادیده گرفته شدن؛
- اختلاف با همسر؛
- ترس از رد شدن؛
- انتقاد شدن؛
- یا احساس بیعدالتی.
مهارتهای اثربخشی بینفردی به فرد کمک میکنند نیازهای خود را بهتر بیان کند، مرزهای سالمتری داشته باشد و در شرایط تعارض، واکنشهای مؤثرتری نشان دهد.
DBT برای کدام مشکلات همراه با بیثباتی هیجانی مطرح میشود؟
دشواری در تنظیم هیجان محدود به یک تشخیص خاص نیست. پژوهشهای فراتحلیلی و مرورهای نظاممند، تنظیم هیجان را در طیف مختلفی از مشکلات روانشناختی بررسی کردهاند. با این حال، میزان شواهد برای کاربرد DBT در مشکلات مختلف یکسان نیست.
هیجانهای شدید و سریع
اگر فرد بهطور مکرر تجربه کند که هیجانهایش خیلی سریع شدت میگیرند و بازگشت به حالت عادی برایش دشوار است، آموزش مهارتهای تنظیم هیجان میتواند یکی از اهداف درمان باشد.
خشم و واکنشهای تکانشی
مشکل اصلی در خشم همیشه خودِ احساس خشم نیست. مسئله ممکن است واکنشهایی باشد که تحت تأثیر خشم اتفاق میافتند؛ مانند پرخاشگری کلامی، تصمیمگیری عجولانه، قطع ناگهانی رابطه یا رفتارهایی که فرد بعداً از آنها پشیمان میشود.
پژوهشهای جدید در افراد مبتلا به BPD نیز کاهش مشکلات مرتبط با هیجان و خشم را در مطالعات DBT بررسی کردهاند، هرچند ناهمگونی مطالعات نشان میدهد نباید نتایج را برای همه افراد یکسان فرض کرد.
اضطراب و آشفتگی هیجانی
DBT میتواند در برخی افرادی که اضطراب آنها با مشکلات قابلتوجه در تنظیم هیجان، تحمل پریشانی یا رفتارهای تکانشی همراه است، بهعنوان یکی از گزینههای درمانی مطرح شود.
اما این به معنای آن نیست که DBT درمان اختصاصی همه انواع اختلالات اضطرابی است.
انتخاب درمان باید بر اساس ارزیابی بالینی و نوع مشکل انجام شود.
مشکلات رابطهای
گاهی فرد در روابط خود الگوی تکرارشوندهای تجربه میکند:

در چنین شرایطی، مهارتهای ذهنآگاهی، تنظیم هیجان و اثربخشی بینفردی میتوانند بخشی از اهداف درمان باشند.
رفتارهای خودآسیبرسان
وقتی رفتارهای خودآسیبرسان با دشواری شدید در تنظیم هیجان همراه هستند، ارزیابی تخصصی اهمیت زیادی دارد.
در افراد مبتلا به BPD، DBT یکی از درمانهای ساختاریافتهای است که برای مشکلاتی از جمله خودآسیبرسانی مورد بررسی قرار گرفته است. NICE نیز در شرایط مشخص، بهویژه برای زنان مبتلا به BPD که کاهش خودآسیبرسانی مکرر هدف اصلی است، در نظر گرفتن DBT جامع را توصیه میکند.
اختلال شخصیت مرزی
اختلال شخصیت مرزی یکی از مهمترین زمینههایی است که DBT در آن مورد استفاده و پژوهش قرار گرفته است.
با این حال، مقاله حاضر قرار نیست وارد جزئیات درمان BPD شود؛ زیرا برای این موضوع مقاله اختصاصی دیگری در سایت در نظر گرفته شده است:
درمان دیالکتیکی اختلال شخصیت مرزی چیست؟
از کجا بفهمیم مشکل اصلی ما تنظیم هیجان است؟
گاهی فرد فقط میگوید “من آدم خیلی احساسی هستم”. اما این جمله بهتنهایی اطلاعات بالینی کافی نمیدهد.
برای بررسی دقیقتر میتوان پرسید:
- آیا هیجانهای من نسبت به موقعیت، شدت بسیار زیادی پیدا میکنند؟
- آیا هنگام ناراحتی کنترل رفتار برایم دشوار میشود؟
- آیا بعد از واکنش هیجانی، مرتباً پشیمان میشوم؟
- آیا برای آرام شدن به رفتارهای تکانشی متوسل میشوم؟
- آیا تحمل احساسات ناخوشایند برایم بسیار دشوار است؟
- آیا تعارضهای بینفردی مرتباً باعث آشفتگی شدید من میشوند؟
- آیا میتوانم هنگام خشم یا اضطراب مکث کنم و انتخاب کنم چگونه رفتار کنم؟
- آیا این مشکلات روی رابطه، کار، تحصیل یا زندگی روزمره من اثر گذاشتهاند؟
اگر این مشکلات شدید، مکرر یا مختلکننده باشند، ارزیابی تخصصی میتواند مشخص کند که مسئله اصلی چیست و چه نوع درمانی مناسبتر است.
DBT برای تنظیم هیجان چگونه در عمل انجام میشود؟
DBT یک تکنیک منفرد نیست؛ بسته به نوع برنامه، درمان میتواند ساختار متفاوتی داشته باشد.
ارزیابی اولیه
در ابتدای درمان، درمانگر باید درباره مشکل اصلی، سابقه درمان، اهداف فرد، شدت علائم و عوامل مؤثر بر وضعیت فعلی اطلاعات کافی به دست آورد.
در شرایطی که خطر خودآسیبرسانی یا رفتارهای پرخطر وجود دارد، ارزیابی و مدیریت ریسک نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند.
تعیین اهداف درمان
به جای هدف کلی «میخواهم احساس بهتری داشته باشم»، اهداف مشخصتری تعریف میشوند؛ برای مثال:
- کاهش واکنشهای تکانشی؛
- افزایش توانایی تحمل موقعیتهای دشوار؛
- مدیریت بهتر خشم؛
- کاهش تعارضهای مکرر؛
- یا افزایش استفاده از مهارتهای تنظیم هیجان.
آموزش و تمرین مهارتها
بخش مهمی از DBT بر یادگیری مهارتها و استفاده از آنها در موقعیتهای واقعی استوار است.
صرفاً دانستن اینکه «باید آرام باشم» معمولاً کافی نیست؛ فرد باید یاد بگیرد در لحظهای که هیجان بالا میرود، چه کاری انجام دهد.
بررسی پیشرفت
درمان باید بهصورت دورهای بررسی شود.
سؤالهایی مانند این میتوانند مطرح باشند:
- شدت واکنشها کمتر شده است؟
- فاصله میان هیجان و رفتار بیشتر شده است؟
- استفاده از مهارتها افزایش یافته است؟
- رفتارهای تکانشی کاهش یافتهاند؟
- روابط بهتر مدیریت میشوند؟
- هنوز کدام موقعیتها بیشترین مشکل را ایجاد میکنند؟
در درمانهای ساختاریافته، پایش پیامدها و اصلاح برنامه بر اساس روند درمان اهمیت دارد. راهنمای APA نیز بر ارزیابی، برنامه درمانی فردمحور و درمان روانشناختی ساختاریافته برای BPD تأکید دارد.
آیا DBT برای کنترل خشم مناسب است؟
خشم یک هیجان طبیعی است و هدف DBT حذف آن نیست.
مسئله زمانی ایجاد میشود که شدت خشم، سرعت افزایش آن یا رفتار ناشی از آن با اهداف فرد و شرایط واقعی سازگار نباشد.
برای مثال، فرد ممکن است بعد از یک پیام کوتاه از همسرش احساس کند نادیده گرفته شده است، خشم او افزایش یابد و بدون بررسی موقعیت، پیامهای تند ارسال کند یا رابطه را تهدید به پایان کند.
در DBT تلاش میشود فرد بتواند این زنجیره را بهتر شناسایی کند:

هدف این نیست که فرد دیگر عصبانی نشود؛ بلکه بتواند پیش از تبدیل هیجان به رفتار، گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد.
آیا DBT برای اضطراب و افسردگی هم کاربرد دارد؟
تنظیم هیجان در بسیاری از مشکلات روانشناختی اهمیت دارد و پژوهشهای مرورشده نشان دادهاند که DBT یکی از رویکردهایی است که میتواند بر مشکلات تنظیم هیجان اثر بگذارد.
با این حال، باید بین این دو گزاره تفاوت گذاشت:
«DBT میتواند بر برخی مشکلات تنظیم هیجان اثر داشته باشد» و«DBT بهترین درمان اضطراب یا افسردگی است». گزاره دوم از شواهد علمی موجود قابل نتیجهگیری نیست.
بنابراین اگر اضطراب یا افسردگی مسئله اصلی فرد است، ابتدا باید نوع و شدت مشکل، علائم همراه و اهداف درمان مشخص شوند و سپس درباره مناسبترین رویکرد تصمیمگیری شود.
DBT یا CBT برای تنظیم هیجان؛ کدام مناسبتر است؟
DBT و CBT هر دو از رویکردهای شناختی رفتاری هستند، اما در نحوه تمرکز و مجموعه مهارتهای مورد استفاده تفاوتهایی دارند.

بنابراین سؤال مناسب الزاماً این نیست که «DBT بهتر است یا CBT؟»، بلکه این سوال است که «با توجه به مشکل اصلی، اهداف درمان و شرایط من، کدام رویکرد یا چه ترکیبی از مداخلات مناسبتر است؟».
آیا DBT برای همه افراد با مشکلات هیجانی مناسب است؟
خیر. شدید بودن هیجان بهتنهایی تعیین نمیکند که DBT مناسبترین انتخاب باشد.
در تصمیمگیری درمانی باید مواردی مانند اینها در نظر گرفته شوند:
- مشکل اصلی و تشخیص احتمالی؛
- شدت و مدت علائم؛
- میزان اختلال در زندگی روزمره؛
- اهداف فرد از درمان؛
- وجود رفتارهای پرخطر یا خودآسیبرسان؛
- مشکلات همزمان؛
- توانایی فرد برای مشارکت در درمان؛
- ترجیح فرد؛
- و تخصص و تجربه درمانگر.
راهنمای NICE نیز هنگام انتخاب درمان برای BPD بر ترجیح فرد، شدت اختلال، آمادگی برای مشارکت در درمان و حمایتهای موجود تأکید میکند و برای درمانهای روانشناختی بر ساختار مشخص، رویکرد نظری یکپارچه و نظارت حرفهای تأکید دارد.
بنابراین بهتر است DBT را نه بهعنوان «درمانی برای همه مشکلات هیجانی»، بلکه بهعنوان یکی از گزینههای درمانی ساختاریافته برای افرادی که مشکلاتشان با اهداف و مهارتهای DBT همخوانی دارد در نظر گرفت.
از کجا بفهمیم DBT در حال کمک کردن است؟
پیشرفت در درمان فقط به معنای این نیست که فرد دیگر ناراحت، عصبانی یا مضطرب نشود.
گاهی تغییرات مهمتر و واقعبینانهتر اینها هستند:
- فرد زودتر متوجه بالا رفتن هیجان میشود؛
- بین احساس و رفتار فاصله بیشتری ایجاد میکند؛
- کمتر به واکنشهای فوری و تکانشی متوسل میشود؛
- موقعیتهای دشوار را مدت بیشتری تحمل میکند؛
- مهارتهای درمان را در زندگی واقعی به کار میبرد؛
- تعارضهای بینفردی را مؤثرتر مدیریت میکند؛
- شدت یا مدت برخی واکنشهای هیجانی کاهش پیدا میکند.
در یک مطالعه چندمرکزی درباره DBT در افراد مبتلا به BPD، مشکلات تنظیم هیجان و عملکرد بینفردی در طول درمان کاهش یافتند و بخش قابلتوجهی از تغییرات تنظیم هیجان در مراحل ابتداییتر درمان مشاهده شد.
این یافته به این معنا نیست که روند درمان برای همه یکسان است؛ بلکه نشان میدهد ارزیابی تغییر باید بر اساس شاخصهای مشخص و در طول زمان انجام شود.
اگر DBT را شروع کردم اما هنوز هیجانهای شدید دارم چه؟
باقی ماندن بعضی علائم در طول درمان لزوماً به معنای نامناسب بودن DBT نیست.
ممکن است لازم باشد مواردی مانند:
- اهداف درمان،
- میزان استفاده از مهارتها،
- ساختار درمان،
- مشکلات همزمان،
- شدت علائم،
- یا تناسب روش درمان با نیازهای فرد
دوباره بررسی شوند.
به همین دلیل، تصمیم درباره ادامه، اصلاح یا تغییر درمان بهتر است بر اساس روند واقعی پیشرفت و ارزیابی تخصصی گرفته شود، نه صرفاً بر اساس اینکه فرد هنوز گاهی احساسات شدیدی را تجربه میکند.
درمان DBT چقدر طول میکشد؟
مدت DBT یک عدد ثابت برای همه افراد نیست.
طول درمان به عواملی مانند نوع برنامه، مشکل اصلی، شدت علائم، اهداف درمان و میزان مشارکت فرد بستگی دارد.
در برخی پژوهشها و برنامههای ساختاریافته، مداخلات چندین ماه ادامه داشتهاند؛ برای مثال مطالعات DBT در جمعیتهای مختلف برنامههایی با طول متفاوت را بررسی کردهاند. بنابراین بهتر است از تعیین یک مدت ثابت بهعنوان «مدت استاندارد DBT برای همه افراد» خودداری شود.
آیا DBT برای تنظیم هیجان میتواند آنلاین انجام شود؟
در برخی شرایط، بخشهایی از DBT و آموزش مهارتهای آن میتوانند بهصورت آنلاین ارائه شوند و پژوهشهای جدید نیز نسخههای آنلاین و هدایتشده DBT را در برخی جمعیتها بررسی کردهاند. با این حال، نتایج یک مطالعه در یک جمعیت خاص را نمیتوان بدون بررسی به همه افراد و همه شرایط تعمیم داد.
مناسب بودن درمان آنلاین به عواملی مانند:
- ساختار و کیفیت جلسات؛
- تجربه درمانگر؛
- حفظ حریم خصوصی؛
- دسترسی مناسب به ارتباط آنلاین؛
- شدت و نوع مشکل؛
- و وجود برنامه مناسب برای مدیریت شرایط بحرانی
بستگی دارد.
DBTآنلاین برای ایرانیان خارج از کشور
برای فارسیزبانانی که خارج از ایران زندگی میکنند، درمان آنلاین میتواند امکان دسترسی به درمانگر فارسیزبان را فراهم کند؛ اما انتخاب درمانگر همچنان باید بر اساس تخصص، تجربه، ساختار درمان و تناسب آن با نیازهای فرد انجام شود.
در مورد افرادی که با مشکلات جدی یا خطر فوری خودآسیبرسانی و خودکشی مواجه هستند، ارزیابی و دسترسی به خدمات فوری و محلی اهمیت ویژهای دارد و درمان آنلاین نباید جایگزین مراقبت اورژانسی شود.
چگونه یک درمانگر مناسب برای DBT و مشکلات تنظیم هیجان انتخاب کنیم؟
انتخاب درمانگر فقط بر اساس عنوان «درمانگر DBT» کافی نیست. پیش از شروع درمان میتوانید درباره این موارد سؤال کنید:
- آیا درمانگر آموزش تخصصی DBT دیده است؟
- تجربه او در کار با مشکلات تنظیم هیجان چیست؟
- آیا درمان بر اساس یک ساختار مشخص انجام میشود؟
- اهداف درمان چگونه تعیین و ارزیابی میشوند؟
- در صورت افزایش علائم یا ایجاد شرایط بحرانی، برنامه مدیریت وضعیت چیست؟
- آیا درمانگر درباره محدودیتها و انتظارات درمان توضیح روشنی ارائه میکند؟
- آیا برنامه درمانی متناسب با شرایط و اهداف فرد تنظیم میشود؟
نکته بالینی
برای درمان مشکلات پیچیده، صرف استفاده از نام یک رویکرد درمانی کافی نیست؛ کیفیت اجرای درمان، ساختار آن، تجربه درمانگر و ارزیابی مستمر نیز اهمیت دارند. راهنمای APA در BPD نیز بر درمان روانشناختی ساختاریافته و برنامه درمانی جامع و فردمحور تأکید کرده است.
سوالات متداول
– DBT برای چه کسانی مناسب است؟
DBT ممکن است برای افرادی مطرح شود که مشکلات قابلتوجهی در تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، تکانشگری یا روابط بینفردی دارند. تشخیص دقیق و انتخاب درمان نیازمند ارزیابی تخصصی است.
– آیا DBT برای تنظیم هیجان مناسب است؟
DBT یکی از رویکردهایی است که بهطور مشخص بر مهارتهای تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، ذهنآگاهی و اثربخشی بینفردی تمرکز دارد. با این حال، مناسب بودن آن برای هر فرد باید بر اساس مشکل و اهداف درمان بررسی شود.
– آیا DBT میتواند به کنترل خشم کمک کند؟
هدف DBT حذف خشم نیست. این درمان میتواند به فرد کمک کند محرکها و فرایندهای مرتبط با خشم را بهتر بشناسد و میان تجربه خشم و واکنش رفتاری فاصله بیشتری ایجاد کند.
– آیا DBT فقط برای اختلال شخصیت مرزی است؟
خیر. DBT ابتدا برای مشکلات شدید تنظیم هیجان در زمینه BPD توسعه یافت، اما بعدها مهارتها و نسخههای مختلف آن در مشکلات و جمعیتهای دیگری نیز بررسی شدهاند. میزان شواهد برای کاربردهای مختلف یکسان نیست.
– تفاوت DBT و CBT در درمان مشکلات تنظیم هیجان چیست؟
هر دو رویکرد میتوانند با مشکلات هیجانی مرتبط باشند، اما DBT تأکید مشخصی بر پذیرش و تغییر، تحمل پریشانی، ذهنآگاهی و مهارتهای بینفردی دارد. CBT نیز طیف وسیعی از روشها را برای کار با افکار، رفتارها و هیجانها به کار میگیرد.
سخن پایانی
تنظیم هیجان به معنای حذف احساسات ناخوشایند نیست؛ بلکه به توانایی فرد برای شناخت هیجان، تحمل آن و انتخاب واکنشی متناسبتر با شرایط مربوط میشود.
DBT یکی از رویکردهای ساختاریافتهای است که با آموزش مهارتهایی مانند ذهنآگاهی، تنظیم هیجان، تحمل پریشانی و اثربخشی بینفردی میتواند برای برخی افرادی که با مشکلات قابلتوجه در تنظیم هیجان مواجه هستند، مطرح باشد.
با این حال، شدید بودن احساسات بهتنهایی به معنای مناسب بودن DBT نیست. انتخاب درمان بهتر است بر اساس مشکل اصلی، شدت علائم، اهداف فرد، شرایط زندگی و ارزیابی تخصصی انجام شود.
منابع
- American Psychiatric Association. (2024). The American Psychiatric Association practice guideline for the treatment of patients with borderline personality disorder. American Journal of Psychiatry, 181(11). https://doi.org/10.1176/appi.ajp.24181010.
- National Institute for Health and Care Excellence. (2024). Borderline personality disorder: recognition and management (CG78). NICE.
- Neacsiu, A. D., Eberle, J. W., Kramer, R., Wiesmann, T., & Linehan, M. M. (2014). Dialectical behavior therapy skills for transdiagnostic emotion dysregulation: A pilot randomized controlled trial. Behaviour Research and Therapy, 59, 40–51. https://doi.org/10.1016/j.brat.2014.05.005.
- Rozakou-Soumalia, N., Dârvariu, Ş., & Sjögren, J. M. (2021). Dialectical behaviour therapy improves emotion dysregulation mainly in binge eating disorder and bulimia nervosa: A systematic review and meta-analysis. Journal of Personalized Medicine, 11(9), 931. https://doi.org/10.3390/jpm11090931.
این مقاله با استناد به منابع علمی و تأیید دکتر مهدی امینی، دانشیار روانشناسی بالینی و تراپیست اختلالات شخصیت، تدوین شده است.
گاهی فقط یک گفتوگوی درست میتواند مسیر زندگی را عوض کند…
اگر احساس میکنید زمان تغییر فرا رسیده، در هر نقطهای از جهان میتوانید مشاوره و تراپی آنلاین را آغاز کنید.
همین حالا اقدام کنید!


